دختری از پایتخت
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٧  

با پاهایی لرزان می رقصد و
اشک می ریزد .
دختری از پایتخت

آبشار سیاه رنگ موهایش
میان هوای سیاه و کثیف
تاب می خورند .
دستم را دراز می کنم .
تکانش می دهم
هوای تازه می خواهد
دستم را پس می زند .

عزیزم
خوشگلم
ماسک هوا می خوای برات بخرم ؟
بر زمین تف می کند و
دهانش کج می شود .
سرفه ، سرفه
بالا می آید خلت و چرک
آخ ؛ تف

دخترک پایتخت
رو می پوشاند از من
دهان کج شده اش را کج تر می کند
و بدرود


کلمات کلیدی: